Warning: include(/home/foxworl/public_html/rigester.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 86

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/foxworl/public_html/rigester.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 86
گزارش های تصویری

Warning: include(/home/foxworl/public_html/game/lastpost.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 100

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/foxworl/public_html/game/lastpost.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 100
یوزر و پسوورد نود 32

Warning: include(/home/foxworl/public_html/nod32.php) [function.include]: failed to open stream: No such file or directory in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 106

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home/foxworl/public_html/nod32.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/foxworl/public_html/article/2010/04/post-422.php on line 106
آمار وب سايت

کاربران جاری: 12 نفر
statبازدید های امروز: 1206
statبازدید های دیروز: 2188
statمجموع بازدید ها: 4602396
 تعداد پستها: 1204
 تعداد نظرات: 92
 تعداد مجموعه ها: 57
 به روز شده: 2010/08/16
 تاریخ تاسیس: 1387/12/22
فاکس ورلد

نویسنده: هادي پژمان بخش :
نگاهي به فقر و فقرزدايي از ديد اسلام

برای‌ شناسایی‌ ماهیت‌ پدیده‌ی‌ فقر به‌ بررسی‌ آن‌ از منظر اهل‌ لغت‌،مفسران‌، فقیهان‌، فیلسوفان‌ و عارفان‌ می‌پردازیم‌. بدیهی‌ است‌ هر یك‌ از این‌گروه‌ها، با توجه‌ به‌ تخصّص‌ خویش‌، از زاویه‌یی‌ ویژه‌ به‌ فقر نگریسته‌اند.

كلـیات‌

 

در این‌ فصل‌ امور زیر مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد:

1ـ ماهیت‌ فقر؛

2ـ ابعاد مختلف‌ فقر (انواع‌ فقر)؛

3ـ دیدگاه‌های‌ مختلف‌ در باره‌ی‌ فقر؛

4ـ آثار فقر.

 

تبیین‌ ماهیت‌ فقر

برای‌ شناسایی‌ ماهیت‌ پدیده‌ی‌ فقر به‌ بررسی‌ آن‌ از منظر اهل‌ لغت‌،مفسران‌، فقیهان‌، فیلسوفان‌ و عارفان‌ می‌پردازیم‌. بدیهی‌ است‌ هر یك‌ از این‌گروه‌ها، با توجه‌ به‌ تخصّص‌ خویش‌، از زاویه‌یی‌ ویژه‌ به‌ فقر نگریسته‌اند.

 

فقر در منظر اهل‌ لغت‌

لغت‌شناسان‌ برای‌ فقر معانی‌ بسیار ذكركرده‌اند. بخشی‌ از این‌ معانی‌ عبارت‌است‌ از: تنگدستی‌، تهیدستی‌، پریشانی‌، شكستن‌، كنده‌كاری‌ كردن‌، دهانه‌ی‌ قنات‌و گودالی‌ كه‌ در آن‌ نهال‌ خرما می‌كارند. آنچه‌ در این‌ تحقیق‌ مورد نظر ماست‌،تنگدستی‌ و تهیدستی‌ است‌ كه‌ از دیگر معانی‌ مشهورتر می‌نماید.

افزون‌ بر این‌ لغت‌شناسان‌، مبتلا به‌ درد كمر و یا شكستگی‌ ستون‌ فقرات‌رافقیر نگاشته‌اند. بر این‌ اساس‌، تهیدست‌ را فقیر می‌خوانند؛ زیرا ستون‌فقرات‌ توانایی‌اش‌ شكسته‌ است‌.

 

فقر درنظر مفسران‌

علاّمه‌ طباطبایی‌ «ره‌» نخست‌ مانند اهل‌لغت‌ فقیر را تهیدست‌ معنا می‌كند.سپس‌ به‌ مقایسه‌ی‌ واژه‌ فقیر و مسكین‌ می‌پردازد و موقعیت‌ مسكین‌ را دشوارترمعرفی‌ كرده‌، می‌فرماید:

«مسكین‌ تنها ندار را نمی‌گویند،بلكه‌ به‌ كسی‌ می‌گویند كه‌ علاوه‌ بر آن‌ دچارخواری‌ و ذلت‌ هم‌ باشد؛ یعنی‌ فقرش‌ به‌ حدی‌ برسد كه‌ مثلاً مجبور شده‌،ازآبروی‌ خود مایه‌ گذاشته‌، دست‌ احتیاج‌ نزد دیگران‌ دراز كند.»

در تفسیر نمونه‌ نیز فرق این‌ دو واژه‌ را چنین‌ تبیین‌ كرده‌ است‌:

فقیر كسی‌ است‌ كه‌ در زندگی‌ خود كمبود مالی‌ دارد، هرچند مشغول‌ كسب‌ وكاری‌ باشد، وهرگز دست‌ نیاز پیش‌ كسی‌ دراز نمی‌كند. امّامسكین‌ شخصی‌است‌ كه‌ نیازش‌ شدیدتر بوده‌ و دستش‌ از كار كوتاه‌ است‌ و به‌ همین‌ جهت‌،دست‌ به‌ گدایی‌ می‌زند. شاهد این‌ موضوع‌ یكی‌ ریشه‌ی‌ كلمه‌ مسكین‌ است‌ كه‌از ماده‌ی‌ «سكون‌» گرفته‌ شده‌، گویا چنین‌ كسی‌ بر اثر شدّت‌ فقر ساكن‌ وزمین‌گیر شده‌ است‌.

همچنین‌ در روایتی‌ كه‌ از امام‌ باقر یا امام‌ صادق 8 نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌:فقیر كسی‌ است‌ كه‌ سؤال‌ نمی‌كند؛ مسكین‌ حالش‌ از او سخت‌تر است‌ و كسی‌است‌ كه‌ از مردم‌ تكدّی‌ می‌كند.

 

فقر در نگاه‌ فقیهان‌

چون‌ فقیران‌ در شمار اصنافی‌ كه‌ زكات‌ به‌ آن‌ها تعلق‌ می‌ گیرد، جای‌دارند، فقیهان‌ مسئله‌ی‌ فقر را از نظر مفهوم‌ و حدود آن‌ مورد توجه‌ قرارداده‌اند. در نظر آنان‌، ضابطه‌ی‌ فقر به‌ عنوان‌ شرط‌ استحقاق  زكات‌، كافی‌نبودن‌ درآمد برای‌ گذران‌ زندگی‌ فرد و افراد تحت‌ سرپرستی‌ وی‌ شمرده‌می‌شود. از این‌ ملاك‌، درمی‌یابیم‌ فقر مورد توجه‌ آن‌ها، فقر نسبی‌ است‌؛چنان‌كه‌ شیخ‌ طوسی‌ در «نهایه‌» می‌ فرماید: كسی‌ كه‌ زندگی‌اش‌ باپنجاه‌ درهم‌می‌گذرد، زكات‌ بر او روا نیست‌؛ اما كسی‌ كه‌ با داشتن‌ 700 درهم‌ نمی‌تواند به‌خوبی‌ زندگی‌اش‌ را اداره‌ كند، می‌ تواند زكات‌ بگیرد.

تتبّع‌ دركلام‌ فقها و نیز روایاتی‌ كه‌ مستند فتوای‌ آن‌ بزرگان‌ است‌، بیان‌گرآن‌ است‌ كه‌ مراد از گذران‌ زندگی‌ تنها اكتفا به‌ كم‌ترین‌ حدّ معشیت‌، كه‌ دراقتصاد ملاك‌ فقر مطلق‌ شمرده‌ می‌ شود، نیست‌؛ بلكه‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ فقیرچنان‌ یاری‌ شود تا به‌ سطح‌ زندگی‌ متوسط‌ افراد جامعه‌ دست‌یابد. البتّه‌ این‌ درصورتی‌ است‌ كه‌ تأمین‌ همه‌ی‌ فقرا در این‌ سطح‌ ممكن‌ باشد. آنچه‌ ازكلام‌ فقیهان‌،درباره‌ی‌ حدّ فقر و ملاك‌ پرداخت‌ زكات‌، می‌توان‌ استفاده‌ كرد، چنین‌ است‌:

1. كسانی‌ كه‌ به‌ رغم‌ داشتن‌ سرمایه‌ی‌ كسب‌ یا اشتغال‌ از درآمد كافی‌ برای‌مخارج‌ زندگی‌، در حد متعارف‌ بی‌بهره‌اند، فقیرند.

2. آنان‌ كه‌ قدرت‌ تأمین‌ هزینه‌های‌ روزمره‌ دارند، امّااز تهیه‌ی‌ مسكن‌،لوازم‌ خانه‌، مخارج‌ ازدواج‌ و مانند آن‌ ناتوانند، می‌توانند به‌ قدر نیاز از زكات‌بهره‌گیرند.

3. كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ ناتوانی‌ جسمی‌ قدرت‌ كار و كسب‌ درآمد ندارند،فقیر شمرده‌ می‌شوند.

4. آنان‌ كه‌ با داشتن‌ مهارت‌، به‌ سبب‌ نداشتن‌ ابزار كار و سرمایه‌، كارمناسب‌ ندارند و نیز كسانی‌ كه‌ به‌ سبب‌ پرداختن‌ به‌ دانش‌ نمی‌توانند درآمدبه‌دست‌ آورند، می‌توانند از زكات‌ استفاده‌ كنند. البتّه‌ گروهی‌ می‌گوینددانشجو وقتی‌ می‌تواند از زكاتی‌ كه‌ سهم‌ فقیران‌ است‌، بهره‌گیرد كه‌ دانش‌اندوزی‌ بر وی‌ واجب‌ عینی‌ یا كفایی‌ باشد. درغیراین‌ صورت‌، اگر در تحصیل‌قصد قربت‌ داشته‌ باشد، می‌تواند از سهم‌ سبیل‌اللّه‌، كه‌ یكی‌ دیگر از مواردمصرف‌ زكات‌ است‌، استفاده‌ كند.

از سوی‌ دیگر، افرادی‌ كه‌ توان‌ كار و كسب‌ در آمد دارند، امّا به‌ سبب‌تنبلی‌ و سستی‌ كار نمی‌كنند، از نظر فقیهان‌، فقیر شمرده‌ نمی‌شوند و پرداخت‌زكات‌ به‌ آن‌ها جایز نیست‌.

فقر در نگاه‌ فیلسوفان‌ و عارفان‌

در دیدگاه‌ فیلسو فان‌ و عارفان‌،جز خداوند همه‌ی‌ موجودات‌ جهان‌ فقیر ونیازمندند. خداوند تنها موجود بی‌نیازی‌ است‌ كه‌ از توانگری‌ ذاتی‌ برخورداراست‌. چنان‌كه‌ در قرآن‌ كریم‌ نیز به‌ این‌ مطلب‌ اشاره‌ رفته‌ است‌:

یا ایهاالناس‌ انتم‌ الفقراء الی‌الله‌ والله‌ هوالغنی‌ الحمید.

هر قدر انسان‌ از این‌ نیازمندی‌ آگاهی‌ بیش‌تری‌ پیدا كند، به‌ خداوندنزدیك‌تر می‌شود و به‌ درجات‌ بالاتری‌ از كمال‌ دست‌ می‌یابد. بنابراین‌،پیامبران‌ و امامان‌ فقیرترین‌ انسان‌ها بودند و بر این‌ فقر خود افتخار می‌كردند.اشعار عارفان‌ واقعی‌ نیز از اعتراف‌ به‌ چنین‌ نیازمندی‌ آكنده‌ است‌. به‌طورطبیعی‌ چنین‌ افرادی‌ خود را از همه‌ موجودات‌ جهان‌ بی‌نیاز احساس‌ می‌كنند.دیوان‌ حافظ‌ از این‌ معارف‌ والا سرشار است‌:

دولت‌ فقر خدایا به‌ من‌ ارزانی‌ داركین‌ كرامت‌ سبب‌ حشمت‌ و تمكین‌ من‌ است‌

واعظ‌ شحنه‌شناس‌ این‌ عظمت‌ گو مفروش‌زانكه‌ منزلگه‌ سلطان‌ دل‌ مسكین‌ من‌ است‌

در جای‌ دیگر می‌فرماید:

من‌ كه‌ دارم‌ در گدایی‌ گنج‌ سلطانی‌ به‌ دست‌كی‌ طمع‌ در گردش‌ گردون‌ دون‌پرور كنم‌

گر چه‌ گردآلود فقرم‌ شرم‌ باد از همّتم‌گر به‌ آب‌ چشمه‌ی‌ خورشید دامن‌ تركنم‌

عاشقان‌ را گر در آتش‌ می‌پسندد لطف‌ دوست‌تنگ‌ چشمم‌ گر نظر در چشمه‌ی‌ كوثر كنم‌

 

اقسام‌ فقر

فقر را از جنبه‌های‌ مختلف‌ می‌توان‌ مورد بررسی‌ و مطالعه‌ قرار داد.آنچه‌در این‌ كنكاش‌ موردنظر است‌، فقر مالی‌ است‌؛ ولی‌ به‌ سایر جنبه‌های‌ آن‌ نیزاشارتی‌ خواهیم‌ داشت‌.

 

1. فقرجسمی‌

شخصی‌ كه‌ نقص‌ عضو دارد، دچار فقر جسمی‌ است‌؛ بدین‌ ترتیب‌،معلولان‌ در شمار فقیران‌ جای‌ دارند؛ هر چند از ابعاد دیگر در درجات‌ بالایی‌از توانگری‌ باشند. البته‌ چنین‌ فقری‌ اغلب‌ به‌ فقر مالی‌ نیز می‌انجامد.

 

2. فقر فرهنگی‌

بی‌تردید خرد یكی‌ بزرگ‌ترین‌ نعمت‌های‌ خداوند متعال‌ است‌. چنان‌ كه‌حضرت‌ علی‌(ع) می‌فرماید: هیچ‌ نعمتی‌ از عقل‌ برتر نیست‌؛ ولی‌ برخی‌ ازانسان‌ها ازاین‌ نعمت‌ بزرگ‌ بی‌بهره‌ یا كم‌ بهره‌اند. عقل‌ مراتب‌ مختلفی‌ دارد.گروهی‌ از پایین‌ترین‌ مرتبه‌ی‌ آن‌ یعنی‌ توان‌ درك‌ نیز بی‌بهره‌اند. شریعت‌ برای‌تدبیر زندگی‌ چنین‌ افرادی‌ سرپرست‌ مشخص‌ كرده‌ است‌. گروهی‌ دیگر،به‌رغم‌ برخورداری‌ از این‌ مرتبه‌ از مراتب‌ بالاتر آن‌ یعنی‌ مرحله‌ی‌ كسب‌ دانش‌و نیز عقل‌ عملی‌، كه‌ سبب‌ تشخیص‌ درست‌ از نادرست‌ می‌ گردد، بی‌بهره‌اند.این‌ دسته‌ در روایت‌ها نادان‌ شمرده‌ شده‌اند. حضرت‌ علی‌(ع) می‌فرماید: هیچ‌فقری‌ مانند نادانی‌ نیست‌.

 

3. فقر روحی‌ (ذهنی‌)

گروهی‌، به‌رغم‌ برخورداری‌ از مواهب‌ طبیعی‌ بسیار، همواره‌ خود رانیازمند می‌پندارند؛ در اندیشه‌ی‌ افزایش‌ دارایی‌ خویش‌ به‌سر می‌برند و ازمشاهده‌ی‌ مردم‌ داراتر در حسرت‌ فرو می‌روند. آزمندی‌ و حسد در جان‌ این‌افراد ریشه‌ دوانیده‌، آن‌ها را از درون‌ می‌پوساند. علی‌(ع) می‌فرماید:

الطمع‌ فقر حاصر.   

طمع‌ فقری‌ فراگیر و محدودكننده‌ است‌.

برخی‌ از راویان‌، این‌ روایت‌ را «فقر ظاهر» نگاشته‌اند؛ یعنی‌ طمع‌ فقری‌آشكار است‌. حضرت‌ در جای‌ دیگری‌ این‌ فقر را بدترین‌ فقرها دانسته‌اند.چنین‌ شخصی‌ هر قدر داراتر شود، فقرش‌ فزونی‌ می‌یابد؛ مانند تشنه‌یی‌ كه‌نوشیدن‌ آب‌ دریا بر تشنگی‌اش‌ بیفزاید.

مقابل‌ این‌ وضعیت‌، حالت‌ استغناست‌. دراین‌ حالت‌، ممكن‌ است‌ شخص‌تنگدست‌ باشد؛ ولی‌ در درون‌ خویش‌ احساس‌ آرامش‌ و بی‌نیازی‌ كند.معصومان‌: این‌ حالت‌ را ستوده‌، دارندگان‌ آن‌رداراترین‌ مردم‌خوانده‌اند. امام‌ باقر(ع) می‌فرماید:

لا فقر كفقر القلب‌ و لا غنی‌ كغنی‌ القلب‌.         

هیچ‌ فقری‌ چون‌ فقر روحی‌ و هیچ‌ توانگریی‌ چون‌ استغنای‌ روحی‌ نیست‌.

یكی‌ از عواملی‌ كه‌ در فقر روحی‌ موثر است‌، تبلیغ‌ فرهنگ‌ مصرفی‌ وترویج‌ كالاهای‌ لوكس‌ و تجملی‌ در جامعه‌ است‌. وقتی‌ شخصی‌ می‌بیند در شهریا همسایگی‌اش‌ كسانی‌ امكاناتی‌ دارند كه‌ او فاقد آن‌هاست‌، در درون‌ خوداحساس‌ كمبود و نیاز می‌كند. این‌ احساس‌ كمبود و نیاز، گاه‌ در سطح‌ جامعه‌گسترش‌ می‌یابد و جامعه‌ی‌ بی‌بهره‌ از ثروت‌ و رفاه‌ با مشاهده‌ی‌ جوامع‌ توسعه‌یافته‌، خود را نیازمند می‌یابد.

 

4. فقر مالی‌

این‌ نوع‌ فقر، كه‌ موضوع‌ اصلی‌ بحث‌ ماست‌، فقر مالی‌، فقر اقتصادی‌، فقرمعیشتی‌ و محرومیت‌ نیز خوانده‌ می‌شود. برخی‌ از اقتصاددانان‌ در تعریف‌ این‌نوع‌ فقر می‌گویند:

فقر عبارت‌ است‌ از ناتوانی‌ در برآورده‌ ساختن‌ نیازهای‌ انسانی‌.       

فقر عبارت‌ است‌ ازعدم‌ برخورداری‌ از حداقل‌ امكانات‌ معاش‌ و یا به‌ تعبیردیگر عدم‌ برخورداری‌ از قوت‌ لایموت‌.  

فقر یعنی‌ ناتوانی‌ انسان‌ در تأمین‌ حدّ كافی‌ نیازمندی‌های‌ بنیادی‌ خود به‌منظور رسیدن‌ به‌ یك‌ زندگی‌ آبرومند و شایسته‌ به‌ عنوان‌ شرط‌ لازم‌ دررسیدن‌ به‌ سوی‌ كمال‌.

با توجّه‌ به‌ تعریف‌های‌ فوق ، برای‌ شناخت‌ دقیق‌ فقر باید نیازهای‌ اوّلیه‌ واساسی‌ انسان‌ مشخص‌ شود. در این‌ باره‌ نیز تعریف‌های‌ گوناگونی‌ وجود دارد.گروهی‌ اموری‌ را كه‌ فقدان‌ آن‌ها سبب‌ از بین‌ رفتن‌ هستی‌ افراد می‌شود،نیازهای‌ اساسی‌ بشر می‌دانند؛ و دسته‌یی‌ نیازها رابر اساس‌ سطح‌ متوسّط‌زندگی‌ در جامعه‌ تعیین‌ می‌كنند. بر اساس‌ معیار اوّل‌ فقط‌ اساسی‌ كسانی‌ كه‌ درمرز گرسنگی‌ و مرگ‌ قرار دارند، فقیر شمرده‌ می‌شوند؛ امّمعیاردوّم‌گستره‌ی‌ وسیع‌تری‌ دارد. از سوی‌ دیگر، حداقل‌ نیازهای‌ مردم‌، در مكان‌ها وزمان‌های‌ مختلف‌، متفاوت‌ است‌. بسیاری‌ از كالاهایی‌ كه‌  در كشورهای‌ توسعه‌یافته‌ نیاز اوّلیه‌ شمرده‌ می‌شود، در برخی‌ از كشورها لوكس‌ تلقی‌ می‌گردد.چنان‌كه‌ ممكن‌ است‌ كالایی‌ در یك‌ زمان‌ تجمّلی‌ به‌ شمار رود؛ ولی‌ در زمانی‌دیگر ضروری‌ شمرده‌ شود. بر اساس‌ اختلاف‌ نظر در مفاهیم‌ یاد شده‌، درادبیات‌ اقتصادی‌ دو نوع‌ فقر تعریف‌ شده‌ است‌:

 

1. فقر مطلق‌

هرگاه‌ شخصی‌ از تأمین‌ نیازهای‌ اوّلیه‌ی‌ زندگی‌ خود وافراد تحت‌سرپرستی‌اش‌ ناتوان‌ باشد و به‌ عبارت‌ دیگر، از آن‌ میزان‌ كالری‌ یا پروتئین‌ كه‌برای‌ ادامه‌ی‌ حیات‌ سالم‌ لازم‌ است‌ برخوردار نباشند، دچار فقر مطلق‌ است‌.

با توجّه‌ بدین‌ تعریف‌، امروزه‌ بخش‌ عظیمی‌ از افراد جهان‌ درفقر مطلق‌ به‌سر می‌برند. حدود 180 میلیون‌ كودك‌ درجهان‌، به‌ ویژه‌ در جنوب‌ شرقی‌آسیا،از سوءتغذیه‌ رنج‌ می‌برند؛ و سالانه‌ 5 میلیون‌ كودك‌ در جهان‌ به‌ سبب‌كمبود مواد غذایی‌ جان‌ خود را از دست‌ می‌دهند. همین‌ تعبیر را در سطح‌كلان‌ و برای‌ جوامع‌ نیز می‌توان‌ به‌ كار برد؛ یعنی‌ هرگاه‌ درآمد سرانه‌ی‌جامعه‌یی‌ از حدّ لازم‌ برای‌ تأمین‌ چنین‌ نیازهایی‌ كم‌تر باشد،این‌ جامعه‌ درفقرمطلق‌ به‌ سر می‌برد.

 

2. فقر نسبی‌

ممكن‌ است‌ گروهی‌ از افراد یك‌ كشور از توانایی‌ لازم‌ برای‌ تأمین‌نیازهای‌ اوّلیه‌ی‌ زندگی‌ برخوردار باشند؛ ولی‌ به‌ لحاظ‌ این‌كه‌ درآمد و سطح‌زندگی‌ آنان‌ از متوسط‌ درآمد جامعه‌ پایین‌تر است‌، در فقر نسبی‌ به‌ سر برند.همچنین‌ هرگاه‌ درآمد جامعه‌یی‌ از سطح‌ متوسط‌ درآمد كشورهای‌ جهان‌پایین‌تر باشد، آن‌ كشور، در سطح‌ كلان‌، در فقر نسبی‌ به‌ سر می‌برد. هر چندنیازهای‌ اساسی‌ خود را تأمین‌ كند. آنچه‌ از روایات‌ و نیز فتاوای‌ فقها استنباط‌می‌شود، این‌ است‌ كه‌ فقیر در اسلام‌ طبق‌ معیار دوم‌ تعریف‌ شده‌ است‌. دربحث‌ تعیین‌ خط‌ فقر، بدین‌ موضوع‌ با تفصیل‌ بیش‌تری‌ خواهیم‌ پرداخت‌.

دیدگاه‌های‌ مختلف‌ درباره‌ی‌ فقر :

از آن‌جا كه‌ آدمی‌ پیوسته‌ با فقر و آثار ناشی‌ از آن‌ درگیر بوده‌ است‌، ادیان‌و مكاتب‌ مختلف‌ درباره‌ی‌ آن‌ اظهار نظر كرده‌اند.

 

فقر در دین‌ یهود

آیین‌ یهود فقر را امری‌ طبیعی‌ و تكوینی‌ می‌داند؛ ولی‌ در پی‌ معالجه‌ی‌آثار آن‌ است‌؛برای‌ مثال‌ در تورات‌ كنونی‌ می‌خوانیم‌:

ان‌ّ الفقر و الغنی‌ بیداللّه‌ وحده‌، الرّب‌ یفقر ویغنی‌.

فقر وغنا تنها به‌دست‌ خداوند است‌، پروردگارانسان‌ها را فقیر وثروت‌مندمی‌سازد.

در جای‌ دیگر، ثروت‌مندان‌ را چنین‌ اندرز می‌دهد:

مَن‌ یعطی‌ الفقیر لایحتاج‌ و لمن‌ یحجب‌ُ عنه‌ لعنات‌ كثیره‌.    

هر كس‌ به‌ فقیر ببخشد، محتاج‌ نمی‌شود؛ و هر كه‌ منع‌ كند، مورد لعنت‌ بسیارقرار می‌گیرد.

تأكید بر پرداخت‌ زكات‌ در این‌ شریعت‌، بیان‌گر این‌ است‌ كه‌ حضرت‌موسی‌(ع) در اندیشه‌ی‌ درمان‌ فقر قوم‌ خود به‌ سرمی‌برد. قرآن‌ كریم‌ در آیاتی‌چند پیمان‌ خداوند با بنی‌اسرائیل‌ درباره‌ی‌ پرداخت‌ زكات‌ را یادآوری‌می‌كند.

فقر در مسیحیت‌:

بی‌تردید فقر در شریعت‌ حضرت‌ عیسی‌(ع) نیز مطلوب‌ نبوده‌ است‌؛ زیراحضرت‌ عیسی‌(ع) خود را به‌ پرداخت‌ زكات‌ مأمور می‌دانست‌ و می‌فرمود:

و اوصانی‌ بالصلوه‌ والزكاه‌ مادمت‌ُ حیاً

آن‌ حضرت‌ پیروان‌ خود را به‌ نیكی‌ به‌ نیازمندان‌ سفارش‌ می‌كرد ومی‌فرمود:

خوشا به‌ حال‌ كسانی‌ كه‌ اهل‌ ترحم‌ كردن‌ شمرده‌ می‌شوند.

البتّه‌ انجیلی‌ كه‌ اكنون‌ موجود است‌، فقرا را نیز تسلاّی‌ خاطر می‌دهد ومی‌كوشد از غم‌ آن‌ها بكاهد:

«ملكوت‌ خداوند در خوردن‌ و آشامیدن‌ نیست‌.»

تجربه‌ عملی‌ كلیسا در قرون‌ گذشته‌، به‌ ویژه‌ قرون‌ وسطا، به‌ طور عمده‌توجیه‌ ستم‌ ستم‌گران‌ و طبیعی‌ و مقدّر جلوه‌ دادن‌ فقر بیچارگان‌ بوده‌ است‌ وهیچ‌گونه‌ تلاشی‌ در جهت‌ مبارزه‌ با این‌ پدیده‌ ازسوی‌ آنان‌ صورت‌ نگرفت‌.این‌ واكنش‌ در برابر فقر، سبب‌ شد تا گروه‌هایی‌ چون‌ ماركسیست‌ها دین‌ راتخدیر كننده‌ی‌ فقرا وتوجیه‌گر استثمار قدرت‌مندان‌ معرفی‌ كنند. این‌ واكنش‌همچنین‌ موجب‌ شد تا پس‌ از رنسانس‌، برخی‌ از تفكرهای‌ نوظهور درجوامع‌غربی‌ سعادت‌ انسان‌ را در جدایی‌ هر چه‌ بیش‌تر از دین‌ بدانند.

فقر در نظر سرمایه‌داری‌:

سیستم‌ سرمایه‌داری‌ فقر راناشی‌ از كمبود منابع‌ طبیعی‌ و ناتوانی‌ طبیعت‌ازبرآورده‌ ساختن‌ نیازهای‌ بشر می‌داند. اقتصاددانان‌ كلاسیك‌ در برابر فقرواكنش‌های‌ متفاوتی‌ داشته‌اند. اسمیت‌ (1723 - 1790)، اقتصاددان‌خوش‌بین‌ این‌ نظام‌، می‌گوید:

جامعه‌ای‌ كه‌ بخش‌ اعظم‌ آن‌ رافقرا تشكیل‌ می‌دهندهیچ‌گاه‌ به‌ شكوفایی‌ وخوشبختی‌ نخواهد رسید.

در مقابل‌ مالتوس‌ (1766ـ1834) و ریكاردو (1772ـ1823)،اقتصاددانان‌ بدبین‌ سرمایه‌داری‌، به‌ شدّت‌ به‌ تضعیف‌ طبقه‌ فقیر حكم‌ كرده‌،هرگونه‌ حمایت‌ از این‌ طبقه‌ را مردود می‌دانند. مالتوس‌ می‌گوید:

كسانی‌ كه‌ از قبل‌ دنیا را دراختیار دارند از حق‌ّ استفاده‌ از این‌ مواهب‌برخوردارند و اگر به‌قدری‌ گمراه‌ باشند كه‌ بر تهیدستان‌ گرسنه‌ رحم‌ آورند،به‌زودی‌ جزای‌ خطای‌ خود را خواهند دید.

ریكاردو نیز، كه‌ از مخالفان‌ قوانین‌ فقرا و خواستار لغو آن‌ها بود، از ارسال‌كمك‌ جهت‌ احداث‌ مدرسه‌ی‌ كودكان‌ در «وست‌ مینستر بروگام‌» امتناع‌ كرد؛زیرا قرار بود به‌ كودكان‌ این‌ مدرسه‌ یك‌ وعده‌ غذا داده‌ شود. به‌ نظر او این‌ كارافزایش‌ جمعیت‌ را تشویق‌ می‌كرد. اقتصاددانان‌ بعدی‌ نیز، تحت‌ تأثیرتقدیرگرایی‌ تكامل‌ یافته‌ی‌ مالتوس‌، برخورد با مسئله‌ی‌ فقر را چون‌ برخورد بامرگ‌،بیماری‌ وسایر پدیده‌های‌ طبیعی‌ می‌دانند؛ برای‌ مثال‌ «تاكری‌» در1848 می‌گوید:

اگر قوانین‌ علم‌ اقتصاد حكم‌ می‌كند كه‌ توده‌های‌ فقیر همچنان‌ در فقر باقی‌باشند، باید پذیرفت‌.

هر چند نظام‌ سرمایه‌داری‌، به‌ منظور بقای‌ خود، به‌ تدریج‌ در جهت‌ فراهم‌كردن‌ حداقل‌ معیشت‌ و برخی‌ از امور رفاهی‌ برای‌ طبقه‌ی‌ ضعیف‌ كارهایی‌انجام‌ داد؛ ولی‌ اصل‌ نگرش‌ آن‌ها به‌ فقر و فقرا تغییر محسوسی‌ نكرده‌ است‌.

یكی‌ از چیزهایی‌ كه‌ با تجدید حیات‌ اقتصاد سیاسی‌ لیبرال‌ همراه‌ بوده‌، تلاش‌در جهت‌ صیقل‌ دادن‌ به‌ این‌ باور و ترغیب‌ طبقه‌ی‌ كارگر به‌ پذیرش‌ این‌مطلب‌ بوده‌ است‌ كه‌ اگر صاحبان‌ ثروت‌ و مكنت‌ بدون‌ هرگونه‌ مانعی‌ به‌كسب‌ ثروت‌ بپردازند، منافع‌ آن‌ها نیز خود به‌ خود تأمین‌ خواهد شد؛ حال‌آن‌كه‌ اگر در پی‌ آن‌ باشند كه‌ خود سهم‌ بیشتری‌ از ثروت‌ را به‌دست‌ آورند به‌منافع‌ خود صدمه‌ خواهند زد.

با گذشت‌ زمان‌ و طرح‌ انتقادات‌ فراوان‌ به‌ این‌ نظام‌، حكومت‌هایی‌ كه‌اقتصادشان‌ بر اساس‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ بودبرای‌ جلوگیری‌ از فروپاشی‌ خود وحفظ‌ منافع‌ مشترك‌ دولت‌ و طبقه‌ی‌ سرمایه‌دار، با وضع‌ قوانین‌ و مقرراتی‌ به‌نفع‌ طبقه‌ كارگر و در حمایت‌ از مستمندان‌، به‌ تحولاتی‌ در نظام‌ سرمایه‌داری‌تن‌دادند؛ مسئله‌ی‌ تأمین‌ اجتماعی‌ بخشی‌ از این‌ تحولات‌ است‌ كه‌ با نظارت‌ برقوانین‌ كار و مقابله‌ با بیكاری‌ توانست‌ تا حدودی‌ از وضعیت‌ اسفبار مستمندان‌جلوگیری‌ كند.

 

فقر از نظر ماركسیست‌

در نظر ماركسیست‌ها فقر از تناقض‌ میان‌ ابزار تولید و روابط‌ تولید ناشی‌مشود؛ یعنی‌ هرگاه‌ روابط‌ تولید، متناسب‌ با تكامل‌ ابزار تولید، تغییر نكند،مشكلات‌ اقتصادی‌ فراوان‌ مانند فقر پدید می‌آید. ماركس‌ درباره‌ی‌ پدیده‌ی‌فقر در زمان‌ خود می‌گوید:

اگر مالكیت‌ خصوصی‌ حتّی‌ به‌ صورت‌ محدود وجود داشته‌ باشد،این‌ مسئله‌ناگزیر به‌ فقر می‌انجامد.

او در رد نظریه‌ی‌ پرودن‌، كه‌ می‌گفت‌ برای‌ بهبود اوضاع‌ اجتماعی‌ واقتصادی‌ سرمایه‌داری‌ باید توسعه‌ی‌ مالكیت‌ صنایع‌ محدود شود و برای‌ بهبودوضع‌ اقتصادی‌ كارگران‌ باید قوانین‌ كار اصلاح‌ گردد، می‌گوید:

برای‌ از بین‌ بردن‌ فقر باید نظام‌ سرمایه‌داری‌ را از بین‌ برد نه‌ این‌كه‌ برای‌اصلاح‌ آن‌ به‌ خواب‌ و خیال‌ متوسّل‌ شد.

ماركس‌ همچنین‌، دراین‌باره‌ كه‌ چگونه‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ به‌ فقر می‌انجامد،می‌گوید:

از آن‌ جا كه‌ جامعه‌ی‌ سرمایه‌داری‌ بر انگیزه‌ی‌ سود استوار است‌ وسرمایه‌داران‌ مالك‌ ابزار تولید هستند، در وضعی‌ قرار می‌گیرند كه‌ می‌توانندكارگران‌ رااستثمار كنند.

 

فقر از نظر اسلام‌

در نظام‌ اقتصادی‌ اسلام‌، برخلاف‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ و ماركسیست‌، فقر ازكمبود منابع‌ طبیعی‌ یا نهاد مالكیت‌ خصوصی‌ برنمی‌خیزد.هرگاه‌ این‌ نظام‌محقّق‌ گردد واز پیدایش‌ عوامل‌ فقر جلوگیری‌ شود، این‌ پدیده‌ به‌طور كلّی‌رخت‌ برمی‌بندد؛ زیرا براساس‌ نصوص‌ دینی‌ منابع‌ اوّلیه‌ مورد نیاز همه‌ی‌انسان‌ها در طبیعت‌ وجود دارد؛ چنان‌كه‌ خداوند می‌فرماید:

و اتیكم‌ من‌ كل‌ّ ما سألتموه‌ و ان‌ تعدّوا نعمت‌اللّه‌ لاتحصوها. 

هر چه‌ از او خواستید به‌ شما عطا كرد و اگر نعمت‌ خدا را شماره‌ كنیدنمی‌توانید آن‌ را به‌ شمارش‌ آورید.

انسان‌ها از نظر صفات‌ روحی‌، جسمی‌ و فكری‌ متفاوتند بنابراین‌ مقاومت‌آن‌ها در برابر مشكلات‌، توان‌ تصمیم‌گیری‌، شجاعت‌، هشیاری‌ و نیروی‌ابتكار آن‌ها با یكدیگر فرق دارد؛ این‌ اختلاف‌ سبب‌ می‌شود كه‌ حتّی‌ اگرامكانات‌ اوّلیه‌ی‌ بهره‌برداری‌ از طبیعت‌ یكسان‌ در اختیار همگان‌ قرار گیرد،دست‌آورد تلاش‌ آن‌ها متفاوت‌ باشد. دین‌ اسلام‌،كه‌ بر فطرت‌ انسان‌ استواراست‌، به‌ رغم‌ نفی‌ هرگونه‌ اختلاف‌ درآمد ناشی‌ از تبعیض‌ وبی‌عدالتی‌، این‌تفاوت‌ها را پذیرفته‌ است‌. متأسّفانه‌ گروهی‌ چون‌ معلولان‌ امكان‌ بهره‌جستن‌ ازطبیعت‌ ندارند یا ره‌آورد كوشش‌ آن‌ها برای‌ گذران‌ زندگی‌شان‌ (درحدّمتوسّط‌ جامعه‌) كافی‌ نیست‌؛ وگروهی‌، به‌ سبب‌ حوادث‌ طبیعی‌ چون‌ سیل‌ وزلزله‌، دارایی‌ یا سرپرست‌ خانواده‌ خود را از دست‌ می‌دهند. بنابراین‌، به‌ رغم‌همه‌ی‌ تلاش‌های‌ پیشگیرانه‌ فقر در جامعه‌ وجود دارد. اسلام‌ برای‌ مبارزه‌ بااین‌ واقعیت‌ تلخ‌ مالیات‌هایی‌ چون‌ خمس‌ و زكات‌ در نظر گرفته‌ و سیستم‌تأمین‌ اجتماعی‌ مقرر كرده‌ است‌. برنامه‌های‌ فقرستیز و نیز نصوصی‌ كه‌ درنكوهش‌ فقرآمده‌، نشان‌ می‌دهد كه‌ این‌ پدیده‌ در نظر اسلام‌ مطلوب‌ نیست‌.پیامبر اكرم‌(ص) می‌فرماید: نزدیك‌ است‌ فقر به‌ كفر بینجامد آن‌ حضرت‌ درجای‌دیگر فقر و كفر را در یك‌ سطح‌ قرار داده‌، از هر دو به‌ خداوند پناه‌ برده‌ است‌.

بر اساس‌ روایتی‌ دیگر، خداوند به‌ حضرت‌ ابراهیم‌ وحی‌ كرد: ای‌ ابراهیم‌،تو را آفریدم‌ و با آتش‌ نمرود آزمودم‌. پس‌ هرگاه‌ تو را گرفتار فقر می‌ساختم‌ وبردباری‌ات‌ را می‌گرفتم‌، چه‌ می‌كردی‌؟

ابراهیم‌ پاسخ‌ داد: خدایا، فقر از آتش‌ نمرود بدتر و شدیدتر است‌.

خدای‌ متعال‌ فرمود: به‌ عزّت‌ و جلالم‌ سوگند، در آسمان‌ شدیدتر از فقرنیافریدم‌.

 

آثار فقر

ناگفته‌ پیداست‌، انواع‌ فقر در یكدیگر تأثیر دارند. آثار فقر اقتصادی‌ درمحورهای‌ زیر قابل‌ بررسی‌ می‌نماید:

 

1. آثار اقتصادی‌

از آن‌جا كه‌ فقر پدیده‌یی‌ اقتصادی‌ است‌، به‌طور طبیعی‌ در حوزه‌ی‌ اقتصادآثاری‌ ویران‌گر برجای‌ می‌نهد. این‌ پدیده‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ شناسایی‌ و نابودنشود، چون‌ غده‌یی‌ سرطانی‌ گسترش‌ یافته‌، جامعه‌ را فرا می‌گیرد و به‌ مرگ‌اجتماع‌ می‌انجامد؛ به‌ تعبیر جامعه‌شناسان‌، فقر فقر می‌زاید و به‌طور معمول‌فرزندان‌ فقرا در محرومیت‌ باقی‌ می‌مانند. مورد استفاده‌ قرار نگرفتن‌ امكانات‌بالقوّه‌ی‌ اقتصادی‌، فقدان‌ سرمایه‌ی‌ لازم‌ برای‌ سرمایه‌گذاری‌، كمبود تقاضابرای‌ نیروی‌ كار، پایین‌ بودن‌ مزدها و رشد منفی‌، از دیگر آثار اقتصادی‌ فقراست‌؛ زیرا فقرا، به‌ سبب‌ محرومیتی‌ كه‌ دارند، به‌طور معمول‌ از تحصیلات‌ وتخصّص‌ لازم‌ بی‌بهره‌اند؛ در نتیجه‌، از ظرفیت‌ كارخانه‌ها و مزارع‌ و دیگرمنابع‌ و امكانات‌ استفاده‌ی‌ كامل‌ نمی‌شود، تولید كاهش‌ می‌یابد و در نهایت‌،كشور فقیر برای‌ تأمین‌ نیازهای‌ اساسی‌اش‌، ناگزیر ارزش‌های‌ خود را زیر پامی‌نهد. دست‌ نیاز به‌سوی‌ كشورهای‌ ثروت‌مند دراز می‌كند و به‌ وابستگی‌اقتصادی‌، كه‌ اغلب‌ به‌ وابستگی‌ سیاسی‌ می‌انجامد، تن‌ می‌دهد.

 

2. آثار فرهنگی‌

آثار فرهنگی‌ فقر در جامعه‌ بسیار گسترده‌تر از آثار اقتصادی‌ آن‌ است‌.برخی‌ از این‌ آثار عبارت‌است‌ از:

 

الف‌) ضعف‌ عقیدتی‌

محرومیت‌های‌ اقتصادی‌ ناشی‌ از فقر، در افرادی‌ كه‌ ظرفیت‌ كافی‌ ندارند واز سویی‌ به‌ سبب‌ فقر از فراگیری‌ تعالیم‌ دینی‌ بی‌بهره‌اند، به‌ سست‌ شدن‌ اركان‌ایمان‌ می‌انجامد و ممكن‌ است‌ اعتقادشان‌ به‌ مبدأ هستی‌ را ضعیف‌ كند. پیامبراكرم‌(ص) می‌فرماید: «اگر رحمت‌ پروردگارم‌ بر فقرا نبود، نزدیك‌ بود فقر به‌كفر بینجامد.»

حضرت‌ علی‌(ع) فقر را موجب‌ ضعف‌ ایمان‌ و سستی‌ دین‌ می‌داند.

 

ب‌) ضعف‌ علمی‌

كمبود مراكز آموزشی‌ و مربّیان‌ مجرّب‌ یكی‌ از آثار فقر در سطح‌ جامعه‌است‌. علاوه‌ بر این‌، امكانات‌ محدود جامعه‌ نیز تنها در اختیار گروه‌های‌خاصّی‌ كه‌ از توانایی‌ مالی‌ برخوردارند، قرار می‌گیرد. در كشورهای‌ فقیرمعمولاً كودكان‌ از سنین‌ پایین‌ در كنار سرپرست‌ خانواده‌ برای‌ تأمین‌ نیازهای‌اوّلیه‌ زندگی‌ تلاش‌ می‌كنند وبه‌ همین‌ سبب‌، آمار ترك‌ تحصیل‌ نوجوانان‌ بسیاربالاست‌.

 

ج‌) اضطراب‌ و ناراحتی‌های‌ روحی‌

وقتی‌ فاصله‌ی‌ طبقاتی‌ در جامعه‌یی‌ شدّت‌ یابد، به‌تدریج‌ كینه‌ها وعقده‌های‌ روحی‌ در درون‌ فقرا ریشه‌ می‌دواند و حالت‌ نومیدی‌ و افسردگی‌آن‌ها را فرامی‌گیرد و آثار اجتماعی‌ زیانباری‌ به‌ ارمغان‌ می‌آورد. امام‌صادق (ع) دراین‌باره‌ می‌فرماید:

چند چیز است كه‌ هر كس‌ یكی‌ از آن‌ها را نداشته‌ باشد، زندگی‌اش‌ دچاركاستی‌ و عقلش‌ پریشان‌ و ذهنش‌ مشوّش‌ است‌:

سلامتی‌، امنیت‌ و وسعت‌ روزی‌.

 

د) رخت‌ بربستن‌ صفات‌ پسندیده‌

انسان‌های‌ نیازمند، به‌سبب‌ تزلزل‌ روحیه‌یی‌ كه‌ دارند، اغلب‌ گرفتار ضعف‌شخصیت‌ شده‌، به‌تدریج‌ خصلت‌های‌ والای‌ خود را از دست‌ می‌دهند. به‌بعضی‌ از صفات‌ ناپسند مبتلا می‌شوند؛ برای‌ مثال‌ وقتی‌ نیازمندی‌ می‌بیند كسی‌سخن‌ راستش‌ را باور نمی‌كند، كم‌كم‌ در برابر دروغ‌گویی‌ بی‌تفاوت‌ می‌شود.امام‌ رضا(ع) در این‌ باره‌ می‌فرماید: هر گاه‌ دنیا به‌ كسی‌ پشت‌ كند (فقیر شود)نیكی‌های‌ خودش‌ را نیز از او می‌گیرد.

 

3. آثار اجتماعی‌

میان‌ محرومیت‌های‌ اقتصادی‌ و مسائل‌ فرهنگی‌ ـ اجتماعی‌ پیوندی‌مستحكم‌ وجود دارد. آثار گونه‌گون‌ فقر در هنجارهای‌ جامعه‌ نیز تأثیرمی‌گذارد.

مهم‌ترین‌ اثر اجتماعی‌ فقر كه‌ خود به‌ آثار دیگر می‌انجامد، ضعف‌شخصیت‌ تهیدستان‌ است‌. فقیران‌، به‌ سبب‌ برخوردار نبودن‌ از امكانات‌ مادّی‌و موقعیت‌ اجتماعی‌، درجامعه‌ مورد تحقیر قرار می‌گیرند؛ اگر حقّی‌ از آن‌هاپایمال‌ شود، كسی‌ گفتارشان‌ رانمی‌پذیرد. بنابراین‌، قدرت‌ دفاع‌ از حق‌ّ خود رااز دست‌ می‌دهند و نومید به‌ انزوا روی‌ می‌آورند. حضرت‌ سجّاد(ع)، با توجه‌به‌ تأثیر فقر بر شخصیت‌ انسان‌، چنین‌ دعا می‌كرد:... خدایا، حیثیت‌ مرا باتنگدستی‌ پایمال‌ نگردان‌.

حضرت‌ علی‌(ع) نیز دراین‌باره‌ می‌فرماید: تهیدست‌ كوچك‌ شمرده‌می‌شود، سخن‌ وی‌ رانمی‌شنوند وجایگاه‌ او را نمی‌شناسند. و در فرازی‌دیگر از گفتار خویش‌ می‌فرماید: اگر فقیر راست‌گو باشد اورا دروغ‌گومی‌پندارند.

آن‌ بزرگوار، درباره‌ی‌ ناتوانی‌ تهیدست‌ در دفاع‌ از حق‌ّ خود، می‌فرماید:فقر انسان‌ زیرك‌ را هنگام‌ استدلال‌ گنگ‌ می‌سازد. و در اشاره‌ به‌ فرجام‌تهیدست‌ و گوشه‌گیری‌ وی‌ چنین‌ می‌فرماید: اگر انسان‌ تهیدست‌ شود، نومید وخوار می‌گردد. ...مستمند در وطن‌ خویش‌ منزوی‌ و غریب‌ است‌.

آنچه‌ گذشت‌، آثار اجتماعی‌ فقر را در شخص‌ فقیر نشان‌ می‌دهد. این‌ آثاردر صحنه‌ی‌ اجتماع‌ بسیار خطرناك‌تر و ویران‌گرتر است‌. بخشی‌ از این‌ آثار،كه‌ به‌ طور عمده‌ زاییده‌ی‌ عقده‌های‌ روحی‌ و تحقیرهای‌ اجتماعی‌ و سلب‌شخصیت‌ تهیدستان‌ شمرده‌ می‌شود،عبارت‌ است‌ از: بالارفتن‌ آمار جرائم‌ وبزهكاری‌ حتّی‌ در میان‌ كودكان‌ ونوجوانان‌، طلاق ، اعتیاد، فحشا، تكدّی‌ وولگردی‌.

 

4. آثار سیاسی‌

فقر ومحرومیت‌ سبب‌ می‌شود تهیدستان‌ در برابر دولتمردان‌ احساس‌ كینه‌و دشمنی‌ كرده‌، در اجرای‌ برنامه‌های‌ دولت‌ كارشكنی‌ كنند. هر چند این‌گروه‌ها از موقعیت‌ اجتماعی‌ بی‌بهره‌اند؛ ولی‌ بدان‌ دلیل‌ كه‌ بیش‌تر مردم‌ راشكل‌ می‌دهند، رضایت‌ آن‌ها موجب‌ مستحكم‌ شدن‌ پایه‌های‌ حكومت‌ وناخشنودی‌ آن‌ها سبب‌ فروپاشی‌ آن‌ می‌شود.هر گاه‌ مردم‌ فقیر به‌ حكومت‌خود اعتقاد و اعتماد نداشته‌ باشند، به‌سادگی‌ بازیچه‌ی‌ گروه‌های‌ مخالف‌دولت‌ می‌شوند و در برابر مزدی‌ ناچیز مقاصد آنان‌ را اجرا می‌كنند. حضرت‌علی‌(ع) درنامه‌ی‌ خود به‌ مالك‌ اشتر درباره‌ی‌ تهیدستان‌ چنین‌ سفارش‌می‌كند:

...كارهای‌ تو باید خشنودی‌ رعیت‌ را به‌دنبال‌ داشته‌ باشد؛ زیرا خشم‌توده‌های‌ مردم‌، خشنودی‌ خواص‌ّ را پایمال‌ می‌كند و حال‌ آن‌كه‌ خشم‌نزدیكان‌، اگر توده‌های‌ مردم‌ از تو خشنود باشند، ناچیز است‌. 

...همانا عامّه‌ی‌ مردم‌ ستون‌ دین‌ و سازوبرگ‌ در برابر دشمنان‌ شمرده‌می‌شوند؛ پس‌ باید توجّه‌ تو به‌ آنان‌ بیش‌تر و میل‌ تو به‌ ایشان‌ فزون‌تر باشد.

کپی برداری از مطالب سایت "فاکس ورلد" فقط با ذکر منبع امکان پذیر است

برچسب :

ارسال شده توسط : در April 15, 2010 4:53 PM   تعداد بازدید: 218 نسخه قابل چاپ
مرتبط با موضوع:
CopyRight 2009-2010 foxworld , All Rights Reserved