عضویت در سایت
گزارش های تصویری
یوزر و پسوورد نود 32
July 21,2010 18:32:33

Username:TRIAL-33371862
Password:xrcn7ae2jc

Username:TRIAL-33371863
Password:s86d3crfur

Username:TRIAL-33298508
Password:ps8nkasd4j

Username:TRIAL-33371724
Password:nphemf2rsa

Username:TRIAL-33371720
Password:rn48u4nmbj

Username:TRIAL-33371732
Password:24xf5kv8bm

July 21,2010 18:32:33

آمار وب سايت

کاربران جاری: 25 نفر
بازدید های امروز: 514
بازدید های دیروز: 7059
مجموع بازدید ها: 4294340
 تعداد پستها: 1108
 تعداد نظرات: 68
 تعداد مجموعه ها: 57
 به روز شده: 2010/07/01
 تاریخ تاسیس: 1387/12/22

نویسنده: گفت وگوي : حميد ضيايي پرور با دکتر يحيي کمالي پور بخش : ,
بومي کردن اينترنت

   17 مرداد 82 - روزنامه خراسان - پروفسور يحيي کمالي‌پور استاد و رئيس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردوي آمريکا است. روزنامه خراسان پيشتر از طريق اينترنت، گفتگويي با او در زمينه مسايل ارتباطات و اينترنت انجام داده بود. در سفر اخير وي به ايران، فرصتي پيدا کرديم تا ميزبان پروفسور در تحريريه روزنامه خراسان در تهران باشيم. از پروفسور کمالي‌پور تا کنون علاوه بر صدها مقاله تخصصي، 10 کتاب در زمينه ارتباطات به زبان انگليسي منتشر شده است. گفتگوي ما با کمالي‌پور در واقع به يک ميزگرد تبديل شد.

نقش فن‌آوري اطلاعات در دنياي آينده چيست و اين پديده چه تأثيراتي را از خودش به جاي گذاشته و ما بايد چه رويکردي نسبت به اين پديده اتخاذ بکنيم؟

تکنولوژي‌هاي ارتباطاتي ابزاري هستند که حرکت جهاني شدن را به واقعيت نزديک مي‌کنند و اينکه عده‌اي فکر مي‌کنند اين تکنولوژي‌ها براي برخي کشورها مفيد نيست و يا آنکه آنرا ابزاري براي ايجاد تغيير و تحول در کشورهاي به خصوصي تلقي مي‌کنند، من اين را قبول نمي‌کنم چون اين يک حرکت جهاني است، ماهواره‌ها و اينترنت همه کشورهاي دنيا و همه فرهنگ‌ها را تحت‌تأثير قرار مي‌دهند. صاحبان رسانه‌هاي بزرگ، شرکت‌هاي فراملي هستند که در رأس آنها افرادي مثل مرداک، تد ترنر، مکس ول قرار دارند و اين رسانه‌ها نه تنها بر روي افراد مختلف و جوامع گوناگون بلکه بر روي مردم و فرهنگ آمريکا هم تأثيرگذار هستند. اگر کمي به اطراف خود نگاه کنيم مي‌بينيم که ابزار مختلفي داريم که بومي نيستند، تلفن، کاست، دوربين، تلويزيون، ساعت، اتومبيل، ما اينها را وارد کرده‌ايم، اين منطقي نيست که سعي کنيم دوچرخه را از نو ابداع کنيم، اما مي‌توانيم دوچرخه را بومي کنيم يعني نوع استفاده از دوچرخه و کاربرد آن در جوامع مختلف متفاوت است. بنابراين آنچه حائز اهميت است محتواي رسانه‌ها و نحوه استفاده از فن‌آوري اطلاعات است.

در واقع شما رويکرد کشورهاي در حال توسعه به پديده فن‌آوري اطلاعات (Information Technology) را يک روند اجتناب ناپذير مي‌دانيد، اما آيا نمي‌شود بدون در نظر گرفتن اين پديده، برنامه‌ريزي براي روند رشد و توسعه انجام داد؟

متأسفانه چون کشورهاي در حال توسعه هميشه بدنبال قافله حرکت کرده‌اند در دنياي ديجيتالي امروز و عصر اطلاعات، به خاطر تکنولوژي‌هاي ماهواره‌اي و ارتباطاتي، سرعت انتقال اطلاعات و سرعت تغيير و تحول آنقدر سرسام‌آور شده که اگر آنها خودشان را با اين حرکت تطبيق ندهند، بيشتر عقب مي‌مانند و رسانه‌ها نقش مهمي در فرهنگ‌سازي و افکار عمومي و حوزه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و آموزشي دارند و بايد تا آنجا که امکان دارد از آنها استفاده کرد و در مورد بومي کردن اينترنت هم بايد توجه داشته باشيم که نمي‌توانيم ذره‌بين روي يک درخت بگذاريم اما جنگل را ناديده بگيريم، اينترنت يک بخشي از يک جريان و روند است مهم اين است که آن جريان را بشناسيم و از آن براي توسعه کشورمان و بهتر شدن شرايط زندگي استفاده کنيم.

چگونه مي‌توان اينترنت را بومي کرد؟

اينترنت از دو چيز تشکيل شده: 1- تکنولوژي به معناي ابزار و تکنيک 2- محتوا يعني آنچه در بستر اينترنت جريان دارد. ما البته الان هم از ابزار اينترنت استفاده مي‌کنيم اما بايد بياموزيم که چگونه از اين تکنولوژي نه تنها در سطح داخلي بلکه در سطح بين‌المللي در جهت منافع ملي خود استفاده کنيم. اينترنت به ما اين فرصت را مي‌دهد که در سطح جهاني حضور داشته باشيم و حرف خودمان را بزنيم کما اينکه شما خودتان «وبلاگ» داريد و ديدگاه‌هايتان را در بستري فراملي مطرح مي‌کنيد.

آيا شما ديدگاه «مک لوهان» را نفي مي‌کنيد که مي‌گويد «رسانه همان پيام است» يا نه، معتقديد، رسانه مي‌تواند پيام نباشد و پيام آن محتوايي است که در کشورهاي مختلف بر اساس فرهنگ بومي‌شان روي آن رسانه سوار مي‌شود؟

بحث مک لوهان يک بحث جنجالي است، او خودش هم مي‌گفت که هدف من ايجاد «ديالوگ» است و واقعاً هم با اين تئوري‌هايش چنين ديالوگي ايجاد کرده است، و هنوز هم اين ديالوگ‌ها ادامه دارد. فرم و محتوا هر دو مهم است. تأثير يک روزنامه بر خوانندگانش با تأثير تلويزيون بر بينندگانش فرق مي‌کند. استفاده از اينترنت و تأثير آن بر مخاطبانش هم با ساير رسانه‌ها متفاوت است. منظور مک لوهان اين بود که تکنولوژي روي محتوا اثر مي‌گذارد.

تعاريفي که صاحب‌نظران از فن‌آوري اطلاعات (IT) داده‌اند بسيار متفاوت است. امانوئل گاستلز در مجموعه کتب جديدش تحت عنوان عصر اطلاعات، تعريف بسيطي از فن‌آوري اطلاعات ارايه مي‌دهد يعني حتي مهندسي ژنتيک و نانوتکنولوژي را هم به دليل اينکه با داده‌ها و صفر و يک‌ها و اطلاعات سروکار دارد، زيرمجموعه فن‌آوري اطلاعات تلقي مي‌کند. در حالي که برداشت عمومي در کشورهاي در حال توسعه و از جمله ايران از فن‌آوري اطلاعات، بيشتر مباحث ارتباطاتي آن است. از نظر شما تفاوت اين دو مقوله چيست و نگرش ما به اين دو مقوله (IT و ICT) چگونه بايد باشد؟

از ديدگاه من همه تکنولوزي‌ها با هم مرتبط هستند. شما، اينترنت را در نظر بگيريد براي استفاده از اينترنت بايد از خطوط تلفني استفاده کنيد، اين يعني يکي بدون ديگري کاربردي ندارد. آنها لازم و ملزوم يکديگر هستند. بدون يک سيستم تلفني خوب، شما نمي‌توانيد به شبکه اينترنت بپيونديد اين تفاوت‌ها هم بيشتر به تاريخچه اين دو مقوله برمي‌گردد. مثلاً اولين راديوها از خطوط تلفني براي پخش همزمان استفاده کردند و با شرکت‌هاي مخابرات قرارداد بستند. لذا اين دو با همديگر هستند.

با توجه به گسترش رسانه‌هاي اينترنتي، سايت‌ها و وبلاگ‌ها روزنامه‌ها بعنوان رسانه مکتوب به چه نياز مخاطب پاسخ مي‌دهند؟ و اصولاً چرا در عصر اينترنت، نياز به رسانه‌هاي سنتي وجود دارد؟ از سوي ديگر در حوزه مخاطب، چرا رسانه‌ها را تقسيم کرده‌اند اما در دو دهه اخير مخاطب جديدي به رسانه‌ها اضافه نشده‌اند؟

براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد به اين مسئله پاسخ داد که اصولاً چه نيازي به خبر هست؟ وظليف رسانه‌ها چيست؟ تفريح، آموزش، اطلاع‌رساني و آگاهي دادن و تبليغات 4 وظيفه اصلي همه رسانه‌ها است. در برخي کشورها روي يکي از جنبه‌ها بيشتر تکيه مي‌شود. هدف از اين همه رسانه‌ها چيست و چرا مردم دنبال خبر هستند؟ شما براي اينکه بدانيد در در شهر و کشور خودتان و در اين دهکده جهاني چه مي‌گذرد و جايگاه خودتان را پيدا کنيد، کانال‌هاي مختلفي در اختيار شما هست. يکي از ويژگي‌هاي جامعه اطلاعاتي، سردرگمي مخاطبين است، چون آنقدر حجم اطلاعات زياد شده و اين اطلاعات، انبوه، متنوع و سرسام‌آور است که مخاطبين نمي‌توانند به راحتي گزينش کنند.

از سوي ديگر مردم در بسياري از کشورها تابع عادات هستند و روزنامه‌هاي معتبر جايگاه خودشان را حفظ کرده‌اند و هم به صورت مکتوب و هم به صورت ديجيتال وجود دارند و جالب اينجاست کساني که از طريق اينترنت مي‌خواهند از اطلاعات مطلع شوند به سراغ سايت‌هاي همان روزنامه‌هاي معتبر مي‌روند. بر اساس تحقيق مستندي که اخيراً صورت گرفته، اکثر کاربران اينترنت، براي اطلاع از اخبار به سراغ همان منابع خبري شناخته‌شده و جاافتاده مي‌روند. ما تشنه خبر هستيم، مخصوصاً خبرهايي که روي زندگي ما تأثير مي‌گذارند. بر اساس اخبار هست که ما مي‌توانيم در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي و عمومي برنامه‌ريزي کنيم. هر چه اطلاعات ما در حوزه‌هاي مختلف بيشتر باشد، بهتر مي‌توانيم براي آينده برنامه داشته باشيم.

يکي از کتاب‌هاي جديد شما «ارتباطات جهاني» نام دارد ابتدا فشرده‌اي از مباحثي که در اين کتاب مطرح کرده‌ايد بيان کنيد و سپس نظرتان را درباره ارتباط پديده جهاني شدن و مبحث ارتباطات بيان کنيد.

در کتاب ارتباطات جهاني که شامل 15 فصل است مسايلي همچون تاريخ اطلاعات، تئوري‌هاي ارتباطات، تبليغات و روابط عمومي، قوانين بين‌المللي آزادي اطلاعات، راديو و تلويزيون‌هاي بين‌المللي، نقش رسانه‌ها در توسعه، شبکه CNN و تأثيرات آن در حوزه خبر و خبرنگاري و موقعيت آينده رسانه‌ها در اين کتاب مطرح شده است. در مورد سؤال دوم شما، بايد گفت: جهاني شدن مسلماً به نفع همه نيست. از ديدگاه اطلاعاتي و اقتصادي، شکاف بين «دارها» و «ندارها» بيشتر و بيشتر مي‌شود. حدود 300 ميلياردر نيمي از ثروت جهان را در دست دارند.

آيا در ميان آنها ايراني هم هست؟

ممکن است ايراني هم در ميان آنها باشد، چون ايراني‌هاي ميلياردر زياد هستند از جمله 2 برادر هستند که در کانادا زندگي مي‌کنند و ساختمان‌هاي عظيمي به نام «MALL» مي‌سازند و عظيم‌ترين مال‌ها در آمريکا و کانادا توسط اينها ساخته شده است. صاحبان شرکت‌هاي غول‌پيکر جهاني، همان ميلياردرها هستند، اينها نفوذ زيادي در ساختار اقتصاد و رسانه‌ها در جهان دارند. حرکت جهاني شدن قدرت را در دست همين عده متمرکز مي‌کند. شرکت‌هاي مختلف در هم ادغام مي‌شوند و به صورت شرکت‌هاي فراملي درمي‌آيند که براي آنها مرزها ديگر مطرح نيست. هدف آنها فروش کالا و بازاريابي است و براي رسيدن به اين اهداف، از رسانه‌هاي جهاني ماهواره‌ها و تلويزيون‌ها استفاده مي‌کنند. اين رسانه‌ها کانال‌هايي براي فروش بيشتر کالا هستند. بنابراين فرهنگي که اين رسانه‌ها در سطح جهاني اشاعه مي‌دهند من آنرا «فرهنگ خريد» نام گذاشته‌ام.

حرکتي در جهت ايدئولوژيک کردن مفاهيم ارتباطاتي در جهان مشاهده مي‌شود. از نظر شما پيامد اين حرکت چيست؟ آيا اين حرکت در جهت تقابل با روند ارتباطات است؟

اين يک بحث چندجانبه و گسترده است، ما مشکلات مخصوص به خود را داريم، برخي از اين مشکلات فرهنگي و برخي اقتصادي هستند. يکي از مشکلات، گم شدن مسايل انساني در فرآيند جهاني شدن است. اين فرآيند، هم ايجاد سردرگمي کرده و هم ايجاد رقابت شديد اقتصادي، اما مسايل انساني گم شده‌اند. مشکلات محيط زيست، فقر، نبودن امکانات، مشکلات نبودن آزادي، مشکلات آموزشي، اقتصادي، زيادتر شده‌اند. به محيط زيست ايران توجه کنيد، ما کالاهاي جهاني را وارد کرده‌ايم کالاهايي نظير نوشابه، چيبس و... اما محيط زيست ما با زباله‌هاي آن، آلوده شده است، بدون اينکه فرهنگ و سيستم بازيافت داشته باشيم. البته گروه‌هاي مختلفي براي حل اين نوع مشکلات فعاليت مي‌کنند. به اين خاطر است که هر موقع «World Trade Organization «WTO سازمان تجارت جهاني کنفرانس برگزار مي‌کند، اعتراضات وسيعي توسط اين گروه‌ها صورت مي‌گيرد. دليل آنها هم قانع‌کننده است، وقتي شما از ديدگاه جهاني به اين روند نگاه مي‌کنيد و مي‌بينيد که اولاً شکاف ثروت بيشتر مي‌شود، ثانياً مسايل انساني در اين روند گم مي‌شود و کسي توجهي به انسان‌ها ندارد، مسلماً به آنها حق مي‌دهيد اعتراض کنند، اما از طرف ديگر نمي‌توان و نبايد اين حرکت جهاني شدن را نفي کرد. بلکه بايد آنرا به راهي سوق داد که آن مشکلات را هم حل کند. اين اعتراضات جهاني، مسلماً تأثيرگذار است و آن شرکت‌هاي فراملي مجبور مي‌شوند راه‌حل‌هايي را پيدا کنند.

الان در آمريکا بيکاري خيلي زياد شده است. بخصوص پس از 11 سپتامبر که ضربه شديدي به اقتصاد آمريکا وارد آمد. شرکت‌هاي فراملي هم با استفاده کردن از نيروي کار ارزان کشورها در حال توسعه اين روند را تشديد کرده‌اند. يکي از اعتراضات صنف‌هاي کارگري اين است که چرا شرکت‌هاي غول‌پيکر آمريکايي کارخانه‌هايشان را در آمريکا مي‌بندند و به کشورهاي ديگر منتقل مي‌کنند. اين روندي است که در آمريکا ادامه دارد.

اين شرکت‌هاي فراملي به خاطر کسب سود بيشتر، حتي توجهي به مسائل داخلي کشوري که مرکزيتشان در آنجاست ندارند. اينکه 4000 نفر بيکار مي‌شوند براي آنها مهم نيست.

البته سيستم، آن بيکاران را حمايت اجتماعي مي‌کند ولي اين مبنايي نيست. چون آنها، جهاني نگاه مي‌کنند و از ديدگاه آنها همه دنيا يک بازار است.

در واقع ما با يک پديده ديگري هم مواجه هستيم و آن اين است که همان شرکت‌هاي بزرگ فراملي، اداره کننده و صاحب رسانه‌هاي بزرگ جهاني هم هستند. مثلاً جنرال موتورز صاحب NBC هم هست يا مرداک صاحب NewsInc هم هست، بدين ترتيب اين سؤال پيش مي‌آيد که رابطه اين رسانه‌ها و دولت‌ها و رابطه اين نوع سيستم کاپيتاليسمي با خود دولت‌ها چگونه است؟ آيا رسانه‌ها ابزار اجرايي سياست کشورها هستند يا نه، دولت‌ها هم به نوعي بستري براي رشد بيشتر اين سيستم سرمايه‌داري هستند؟

اينها مثل پازل هستند و از هم جدا نيستند، رسانه‌ها، تبليغات، شرکت‌ها، سياست، فرهنگ و اقتصاد با هم ادغام شده و متکي به يکديگر هستند. رسانه‌هاي جهاني در دست شرکت‌هاي فراملي هستند و اهداف‌شان هم همان اهداف شرکت‌هاي فراملي است. رسانه‌هايي هم که در دست دولت‌ها هستند در راه اهداف و ايدئولوژي آن دولت‌ها قدم برمي‌دارند و رسانه‌هايي هم که در بخش خصوصي فعالند، به خاطر نياز به منبع درآمد و انتشار آگهي‌ها، به نوعي جزئي از سيستم سرمايه‌داري محسوب مي‌شوند.

اما عملکرد رسانه‌هايي مثل راديو فردا که وابسته به دولت آمريکا است يا Fox News که در جنگ عراق هم‌سو با سياست‌هاي جرج بوش عمل کردند، کاملاً ايدئولوژيک به شمار مي‌رود؟

اينها اهرم‌هاي سيستم‌هاي سرمايه‌داري هستند که در مواقع به خصوصي مثل جنگ با عراق، خودشان را با دولت آن کشور هماهنگ مي‌کنند. دلايل اين امر هم سياسي است و هم اقتصادي، در هيچ کشوري رابطه رسانه‌ها، شرکت‌ها و دولت‌ها را نمي‌توان قطع کرد وگرنه در سيستم اخلال ايجاد مي‌شود.

از نظر شما با توجه به اين وضعيت، رسانه معتبر کدام است و شما به عنوان آقاي کمالي‌پور اخبارتان را از چه کانالي دريافت مي‌کنيد؟

نبايد اخبار را از يک کانال به خصوص بگيريم، بلکه بايد کمي اطلاعات از اين کانال و کمي از آت کانال بگيريم و اينها را روي هم بگذاريم تا آگاهي نسبي پيدا کنيم، چون هيچکدام کامل نيستند.

جنبه‌هاي مخرب و منفي اينترنت را چگونه مي‌توان کنترل کرد؟

هر کشوري مشکلات خاص خودش را دارد. اما در ديدگاه من، هرچه کنترل کمتر باشد، کشش عمومي به سمت موارد کنترل‌شده کمتر است و برعکس؛ اگر شما به وضعيت سيستم بسته شوروي نگاه کنيد مي‌بينيد که سعي کردند دور خودشان را ديوار بکشند، اما عملاً مشکلات زيادي از نظر اقتصادي، اجتماعي و سياسي داشتند، نتيجه آن شد که آن سيستم به هم ريخت و کشورهاي بلوک شرق به اقتصاد جهاني پيوند خوردند. نمونه ديگر آلمان شرقي بود که با آلمان غربي ادغام شد. اينها نمونه‌هايي هستند از اينکه درها را نبايد به طور کامل بست، البته آزادي کامل در هيچ سيستمي وجود ندارد، اگر آزادي کامل باشد به هرج‌ومرج منتهي مي‌شود، اما سخت‌گيري بيش از حد هم نتايج منفي به بار مي‌آورد. در مورد فيلترگذاري اينترنت، هدف اصلي جلوگيري از انتشار تصاوير غيراخلاقي است، به همين دليل نه تنها در اينترنت بلکه حتي در تلويزيون‌هاي نسل جديد، تکنولوژي‌اي به نام «V-chip» به کار برده شده که با استفاده از آن پدر و مادرها مانع دسترسي کودکانشان به برنامه‌هاي غيراخلاقي مي‌شوند و حالت همان فيلتر را دارد. اما همين هم چندان موفق نبوده است چون خيلي‌ها اصلاً نمي‌دانند چگونه بايد از آن استفاده کرد. فيلترگذاري اينترنت، براي جلوگيري از انتشار اخبار نيست.

از نظر شما اينترنت در ايران، فرصت است يا تهديد؟

هيچ تکنولوژي‌اي تهديد نيست، آنها در حالت عادي تهديد نيستند بلکه بستگي دارد به اينکه از آنها در چه راهي استفاده شود. بسياري از تکنولوژي‌هاي نظامي در حال عادي تهديد نيستند. اما اگر در جهت غيرمشروع و غيرانساني از آنها استفاده شود تهديد تلقي مي‌شوند. اينترنت يک پديده ماندني و جهاني است درهاي زيادي را به روي ما باز مي‌کند مشکل اين است که من حس مي‌کنم بيشتر روي نقاط منفي تکنولوژي‌ها تکيه مي‌شود تا نقاط مثبت آنها. شما مي‌توانيد از اينترنت براي آموزش، خبررساني، توسعه و بازاريابي استفاده کنيد. اينترنت جريان يک‌سويه اطلاعات را حذف کرده است و جريان دوطرفه اطلاعات را به وجود آمده است.

آموزش الکترونيکي چه جايگاهي در دنيا دارد و نظام آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها و ساير نهادهايي که نقش آموزشي در جامعه دارند، در آينده چه نقشي ايفا خواهند کرد؟

دانشگاه‌ها بايد پاسخگوي نيازهاي مردم باشند. نقش کامپيوتر و اينترنت در آموزش بسيار مؤثر است. هم‌اکنون در آمريکا يک شبکه تلويزيوني به نام «کانال يک» برنامه آموزشي در تمام مدارس پخش مي‌کند و ابزارهاي اين سيستم آموزشي به طور رايگان از سوي شرکت‌ها ارائه شده است که در ازاي اين هزينه‌ها، مدت اندکي تبليغات پخش مي‌کنند.

در واقع تبليغات با اين شبکه‌ها گره خورده‌اند، حتي من در جايي خواندم که در سوئد يک شرکت پيشنهاد داده که کل هزينه مخابرات براي مردم رايگان باشد و به جاي آن در ازاي هر تماس، چند ثانيه تبليغات در ابتداي تماس پخش شود و در عوض هزينه‌هاي تماس را آن شرکت به مخابرات بپردازد.

بله تبليغات با اينترنت و رسانه‌ها گره خورده است. تکنولوژي‌هاي جديد اين امکان را به وجود آورده‌اند که شرکت‌ها و دولت‌ها کنترل بيشتري بر علايق و سليقه مردم داشته باشند که چه مي‌خوانند، چه مي‌پوشند، چه مي‌خورند و کجا مي‌روند.

ارزيابي شما از روند رشد اينترنت از نظر کمي و توليد محتواي فارسي يا Content در اينترنت چيست؟

يکي از نقاط ضعفش اين است که به کندي پيش مي‌رود. حضور داشتن در دنياي اينترنت کار ساده‌اي است، اما ميزان تأثيرگذاري بر مخاطبان و کيفيت حضور بسيار مهم است الان رقابت شديدي در اين زمينه وجود دارد. رشد وبلاگ‌هاي فارسي بسيار مثبت است اگرچه خيلي از آنها ماندني نيستند اما اين پديده، فرهنگ ديالوگ و بحث را بوجود مي‌آورد. استفاده‌کنندگان از اينترنت، عمدتاً جوان هستند و مخالفين اينترنت عمدتاً مسن هستند و اينترنت جايي در زندگي آنها ندارد. دنيايي از اطلاعات در اينترنت جمع شده است و بايد از آن استفاده کرد.

در يک ارزيابي کلي متأسفانه بايد اذعان کرد عليرغم رشد تعداد کاربران اينترنت، حضور ايران و زبان فارسي در سطح جهاني در اينترنت محدود و ناچيز است دليلش هم اين است که امکانات و دسترسي به کامپيوتر و اينترنت و راه يافتن به شبکه و امکانات محدود است اين محدوديت‌ها را بايد از بين برد و با شکوفايي علم و دانش در جهت باز کردن اين فضا حرکت کرد. URL: http://www.kamalipour.com

کپی برداری از مطالب سایت "فاکس ورلد" فقط با ذکر منبع امکان پذیر است

ارسال شده توسط :احمد در October 19, 2009 9:53 PM   تعداد بازدید: 211 نسخه قابل چاپ
مرتبط با موضوع: ,
CopyRight 2009-2010 foxworld , All Rights Reserved